به مارکوپکس خوش آمدید

کاربرد سونوگرافی در آسیب‌های ورزشی

چکیده مقاله

آنچه در این مقاله خواهید خواند:

وضوح تصاویر سونوگرافی طی سال‌های اخیر به سرعت بهبود یافته است. دستگاه‌های سونوگرافی با مبدل‌های آرایه خطی با فرکانس بالا (۱۲-۱۵ مگاهرتز) وضوح تصویر بهتری را ارائه می‌دهند و به طور گسترده ای برای ارزیابی ساختارهای سطحی بافت نرم مانند عضله، تاندون، رباط و بورس استفاده می شوند. بنابراین معمولاً از آنها به عنوان دستگاه های سونوگرافی اسکلتی عضلانی (MSUS) یاد می شود. تکنیک های خاکستری تصاویر آناتومیک را برای ضایعات هدف ارائه می دهند، در حالی که داپلر رنگ و قدرت عروق بافت نرم را تشخیص می دهد. تصاویر پانوراما زمینه های دید گسترده ای را به تصویر می کشد که می تواند دید کلی ضایعات و ارتباط آنها با ساختارهای مجاور را نشان دهد. در دسترس بودن دستگاه سونوگرافی قابل حمل این امکان را برای پزشکان فراهم می کند تا ارزیابی واقعی بیماران را انجام دهند. در رشته ای از رویدادها، پزشکان اکنون می توانند اسکن سریع را انجام داده، یک پروتکل درمانی دقیق تهیه کرده و بلافاصله درمان ورزشکار آسیب دیده را شروع کنند. در واقع، MSUS به عنوان اولین ابزار تصویربرداری برای ارزیابی آسیب های ورزشی توصیه می شود.

در این مقاله، کاربردهای MSUS در آسیب های رایج ورزشی بررسی می شود. محدودیت ها و امکانات توسعه ی بیشتر MSUS نیز به طور خلاصه مورد بحث قرار خواهد گرفت.

استفاده از MSUS در عضله در آسیب های ورزشی

حدود ۳۰٪ از آسیب های ورزشی در عضلات رخ می دهد. بیشتر آسیب های حاد عضلانی در اثر انقباضات شدید عضلانی خارج از مرکز یا ضربه مستقیم به عضله اتفاق می افتد و معمولاً در محل اتصال میوتندینوسی رخ می دهد، خصوصاً برای عضلات عبور کننده از دو مفصل. تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI) تشخیص دقیق آسیب عضلانی حاد را فراهم می کند اما تجهیزات معمولاً برای مصارف پزشکی رزرو می شوند. MSUS وضوح سازگاری را برای تجسم ساختارهای طبیعی و آسیب دیده عضلانی فراهم می کند و برای ارزیابی شدت و میزان آسیب دیدگی در زمین وجود دارد.

آسیب های عضلانی را می توان با توجه به شدت آنها به سه درجه طبقه بندی کرد: 

۱. آسیب درجه یک:

در این دسته، آسیب عضلانی ظریف است و از دست دادن عملکرد عضله ناچیز است. با این وجود، تغییرات اکوژنیک و یکپارچگی پریمیزیم تحت معاینه سونوگرافی وجود دارد. در صورت قرارگیری صحیح مبدل، می توان از بین رفتن الگوی طبیعی پنی میسیوم (شکل ۱ A) را تشخیص داد. برای ارزیابی شدت آسیب، مقایسه ضایعه عضلانی با sound side توصیه می شود.

سونوگرافی استخوانی
شکل ۱

شکل ۱. تصاویر سونوگرافی از آسیب شناسی های مختلف عضلات. (الف) تصویر سونوگرافی طبیعی از عضله. پریمیزیم ها خطوط اکوژنیک موازی (پیکان باز) و فاشیال (نوک پیکان) بین عضلات را به تصویر می کشد. (B) پارگی جزئی عضله که ناحیه هیپوکوئیک (*) را در عضله واستوس اینترمیدیالیس (VI) بین عضله رکتوس فمور (RF) و استخوان فمور نشان می دهد. (C) پارگی کامل عضله همسترینگ راست (H). حاشیه پارگی عضله (نوک پیکان های باز) در مایع بی کرانگی دیده می شود. (D) رابدومیولیز عضلات سر بلند مدت عضلات سه سر (LH Tri) که تغییر اکوژنیک عضله را منتشر می کند. تشخیص پریمیزیم در عضله به سختی انجام می شود.

۲. آسیب درجه دو:

در این دسته، قسمتهایی از فیبرهای شکم عضله پاره شده و معمولاً پارگی جزئی عضله تشخیص داده می شود. عملکرد عضله هدف از نظر بالینی تا حدودی تحت تأثیر قرار می گیرد. سونوگرافی در محلی سازی و اندازه گیری اندازه پارگی جزئی بسیار مفید است. ناحیه هیپوکوئیک یا آنخوئیک موضعی را می توان در چنین عضلات تا حدی پاره شده به تصویر کشید (شکل ۱ B). پارگی ظریف عضلات می تواند به صورت بالینی بدون علامت باشد. با این حال، ممکن است شکاف فیبرها افزایش یابد و در سونوگرافی به ویژه هنگامی که عضله آسیب دیده منقبض می شود، مشخص می شود. بنابراین، یک مطالعه سونوگرافی پویا با حرکت فعال عضله آسیب دیده باید به طور معمول در صورت احتمال آسیب های عضلانی انجام شود.

۳. آسیب درجه سه:

در این دسته، پارگی عضله با ضخامت کامل اتفاق می افتد (شکل ۱C) و از دست دادن عملکرد قابل توجه است. سونوگرافی هم در تعیین میزان آسیب دیدگی و هم در یافتن انتهای پاره شده عضله برای ترمیم جراحی مفید است.

هماتوم معمولاً بعداً در عضله پاره ایجاد می شود. این همیشه باعث سازش عملکردی قسمت درگیر بدن می شود. پیگیری های سونوگرافی سریال به درک روند بهبود کمک می کند. در بررسی های بعدی، این مطالعه نشان داد که عضله آسیب دیده ممکن است با بافت فیبروتیک جایگزین شود، که از کشش و قدرت آن می کاهد. برای ورزشکاران نخبه، سونوگرافی اطلاعات ارزشمندی در مورد بهبود آسیب های عضلانی فراهم می کند و به پزشکان کمک می کند تا زمان مناسب برای بازگشت به تناسب اندام را تعیین کنند.
رابدومیولیز مربوط به ورزش یک بیماری شدید و بالقوه تهدید کننده زندگی است. رابدومیولیز ورزشی معمولاً بدنبال یک ورزش طولانی مدت یا شدید مانند دویدن در ماراتن و بدن سازی انجام می شود. ورزش در محیط با درجه حرارت بالا که منجر به پرخونی می شود نیز یکی از دلایل رابدومیولیز است. بدون درمان سریع، ممکن است نارسایی حاد کلیه ایجاد شود. مشاهدات بالینی و همچنین داده های آزمایشگاهی و MRI تشخیص خوبی برای این بیماری ایجاد می کند. با این حال، سونوگرافی تجسم مستقیم تغییر اکوژنیکیت و تجزیه محیطی عضله آسیب دیده را فراهم می کند (شکل ۱D).

استفاده از MSUS در تاندون در آسیب های ورزشی

MSUS در ارزیابی آسیب تاندون نقش مهمی دارد. MRI قادر است یکپارچگی ساختار تاندون را تشخیص دهد، در حالی که MSUS به تصویربرداری آسیب شناسی های داخل رگ بینی کمک می کند. تغییر در اکوژنیک، ضخامت، شکل، کانتور یا جریان خون نشان دهنده تاندینوپاتی احتمالی است. مایعات اطراف تاندون یا غلاف تاندون را نیز می توان به راحتی در سونوگرافی تشخیص داد.

هنگام اسکن سیستم اسکلتی-عضلانی، به ویژه تاندون ها، مهم است که ناهمسان گردی  را با نگه داشتن پرتوهای اولتراسوند از مبدل عمود بر محل مورد نظر برای بازتاب حداکثر سیگنال، به حداقل برسانید. کج شدن یا نوک زدن نوار مبدل به طور نامناسب ممکن است باعث انکسار بیشتر از انعکاس شود و بنابراین اکوژنیک بودن ساختارهای هدف کاهش می یابد. ضایعه ممکن است به طور کاذب به عنوان هایپوکوئیک یا حتی آنخوئیک درجه بندی شود. چنین مشکلات فنی ممکن است منجر به تشخیص نادرست تاندینوپاتی یا پارگی تاندون طبیعی شود.

با استفاده از تکنیک های داپلر رنگی یا قدرت، عروق داخل یا اطراف استخوان به راحتی و بدون ماده حاجب اضافی قابل شناسایی هستند (شکل ۲). افزایش عروق در تاندون آسیب دیده با روند التهابی پس از آسیب سازگار است. درجه عضلانی شدن عضلات ممکن است متناسب با شدت درد التهابی در تاندون هایپرمیک باشد. به عنوان مثال، ضایعه Osgood – Schlatter ، یک ضایعه رایج مربوط به ورزش در ورزشکاران جوان، ممکن است بسیار دردناک یا کاملاً بدون علامت باشد. ظاهر سونوگرافی معمولی، بی نظمی استخوانی در محل قرار دادن درشت استخوان تاندون کشکک دیستال است (شکل ۳A). افزایش عروق زیر داپلر رنگی التهاب فعال ضایعه را نشان می دهد (شکل ۳B)که ممکن است یک پزشک را به توصیه ورزشکاران برای استراحت زانوها هدایت کند.

عضله سازی بیش از حد در آسیب های مزمن تاندون یا تاندینوز (تخریب مزمن تاندون ها) اجباری نیست.

در این مرحله، عوامل ضد التهابی ممکن است اثر درمانی را کاهش دهند. تزریق اسکلروزانت  یا پلاسمای غنی از پلاکت [۲۱] با هدایت سونوگرافی ممکن است در مقابله با چنین تاندینوپاتی مفید باشد.

سونوگرافی عضلانی
شکل ۲

شکل ۲. تصاویر سونوگرافی از تاندون اکستانسور مشترک در آرنج جانبی. (الف) تغییر هایپوکوئیک تاندون (*) در هنگام وارد شدن به اپی کوندیل جانبی (LE). (B) هایپرواسکولاراسیون داخل جلدی (نوک پیکان باز).

سونوگرافی در آسیب های ورزشی
شکل ۳

شکل ۳. سونوگرافی از یک ورزشکار مرد ۱۰ ساله. بیمار از وجود یک توده دردناک در زانوی قدامی خود شکایت داشت. تشخیص بالینی سندرم Osgood-Schlatter بود. (الف) ظاهر سونوگرافیک زانوی قدامی، تاندون کشکک (pt) را نشان می دهد که به استخوان درشت نی (T) و کشکک (P) وارد می شود. به حاشیه نامنظم درج درشت نی (نوک پیکان باز) در مقایسه با حاشیه صاف در محل کشکک توجه کنید. (B) نمای جانبی رنتژنوگرام زانوی او بی نظمی استخوانی (نوک پیکان باز) در استخوان درشت نی را نشان می دهد. (ج) سونوگرافی پاور داپلر افزایش جریان خون در تاندون آسیب دیده را نشان می دهد.

پارگی تاندون ها در آسیب های ورزشی شایع است. در چنین مواردی، کارشناسان باید محل پارگی را تعیین کرده و میزان پارگی را اندازه گیری کنند. از هرگونه تغییر در اکوژنیک، ضخامت و تداوم تاندون طبیعی نباید غافل شد. در یک تاندون غلاف شده، ممکن است مایعی کاملاً حاشیه ای در غلاف سالم به دلیل هیپوژوژنیک مشخص خود، یک تاندون پاره شده را به عنوان تاندینوز شدید پنهان کند. پارگی مزمن تاندون که در آن تاندون آسیب دیده با بافت فیبروتیک اکوژنیک جایگزین می شود نیز می تواند نادیده گرفته شود.

نماهای پویا باید بخشی از معاینه استاندارد برای ضایعات تاندون باشد. اسکن یک تاندون متحرک اطلاعاتی را در ارتباط با بافت های اطراف فراهم می کند. به عنوان مثال، معاینه پویا با ربودن منفعل یا فعال شانه، ممکن است نشان دهنده برخورد روتاتور کاف یا بورس غیرطبیعی توسط قوس کراکوآکرومیال باشد. یکی دیگر از سناریوهای رایج “انگشت کوهنورد” است. در این شرایط، قرقره های حلقوی تاندون های خم کننده در انگشتان در آسیب های ورزشی مانند سنگ نوردی پاره می شود. با انعطاف پذیری انگشت، فرد می تواند تاندون خم کننده هدف را در امتداد محور طولانی خود اسکن کند. با استفاده از این مانور، ممکن است تاندون به دلیل پارگی قرقره از سطح ولار فالانکس جابجا شده و صاف شود تا یک شکل معمول سیم کمان ایجاد کند (شکل ۴B).

سونوگرافی استخوانی
شکل ۴

شکل ۴. ظاهر سونوگرافیک “انگشت کوهنورد” نشان می دهد (B) تاندون خم کننده صاف (فلش) در مقایسه با (A) شکل منحنی نرمال (نوک پیکان باز). حاشیه تاندون ها با خطوط شکسته مشخص شده است. توجه داشته باشید که شکاف (*) بین تاندون خم کننده و سطح ولار استخوان متاکارپال (MP) در (B) افزایش می یابد.

تزریق استروئید یک روش معمول در کنترل آسیب های ورزشی است. تزریق به ساختار پریتندینوس در یک تنوسینوویت حاد یا پریتندینیت برای آسیب های ورزشی بسیار کاربردی است. به دلیل ارتباط نزدیک ساختارهای مجاور، تزریق ظریف همراه با هدایت سونوگرافی برای جلوگیری از تزریق داخل رگ به طور بالقوه توصیه می شود . مبدل سونوگرافی و پوست برای قرار دادن سوزن باید قبل از تزریق با دقت استریل شود. تزریق هدایت سونوگرافی با دست آزاد به یک ساختار خوب می تواند با موفقیت توسط یک پزشک مجرب انجام شود.

کاربرد MSUS در رباط در آسیب های ورزشی

بافت شناسی رباط مشابه تاندون است. با این حال، ظاهر سونوگرافی یک رباط به دلیل اثر ناهمسان گردی معمولاً هیپواکوئیک است. قرارگیری صحیح در رباط ها برای اسکن، به کاهش این اثر کمک می کند. برای رباط های سطحی، سونوگرافی تجسم خوبی را فراهم می کند. با این حال، برای رباط هایی که به صورت عمیق یا داخل مفصلی قرار دارند، مانند رباط صلیبی قدامی (ACL) زانو، سونوگرافی به دلیل محدودیت جسمی، اطلاعات مستقیم را ارائه نمی دهد. MRI برای ارزیابی ساختارهای عمیق نشان داده می شود، به خصوص اگر سونوگرافی شواهد غیرمستقیم صدمات در این ساختارها را نشان دهد.

رباط های بیش از حد کشیده در یک فعالیت شدید ورزشی ممکن است منجر به پیچ خوردگی یا پارگی آنها شود، که ممکن است منجر به بی ثباتی مفصل آسیب دیده شود. یکپارچگی رباط و پایداری مفصل را می توان با سونوگرافی ارزیابی کرد. به عنوان مثال، مچ پا از جمله مفاصل پرتنشی است که برای معاینه سونوگرافی مراجعه می شود. رباط تالوفیبولار قدامی، رباط تیبی فیبولار تحتانی تحتانی و رباط های ترقوه ای باید به طور معمول در پیچ خوردگی مچ پا جانبی و/ یا بالا بررسی شوند. هنگام بررسی مچ پا جانبی، یک نیروی منفعل وارونه مفصل مچ پا باعث می شود که رباط های جانبی برای تجسم بهتر خم شوند و به نشان دادن بی ثباتی مفصل تحت سونوگرافی کمک کند. برای رگ به رگ شدن مچ پا داخلی، رباط های دلتوئید باید با دقت به همان روش از نظر آسیب شناسی های احتمالی بررسی شوند.

رباط های سطحی دیگری که به طور مکرر در آسیب های ورزشی بررسی می شوند، شامل دسته قدامی رباط وثیقه اولنار (UCL) آرنج ، UCL مفصل متاکارپوفالانژال (MP) شست و رباط های جانبی و جانبی زانو هستند. از رباط های کوچک مچ دست و دست، مانند رباط اسکافولونات، می توان با مجهز بودن مبدل فرکانس بالا تصویربرداری کرد.

بسته نرم افزاری قدامی مهمترین قسمت UCL مفصل آرنج است. این ماده اپی کوندیل داخلی استخوان بازو و کرونوئید از حفره را متصل می کند و اغلب در اثر تکرار استرس والگوس به آرنج در بازیکنان بیس بال لیگ برتر یا پرتاب نیزه، آسیب می بیند. پارگی میکرو یا پارگی کامل این رباط معمولاً با فشار دادن و پرتاب مکرر اتفاق می افتد (شکل ۵). اسکن استاتیک و دینامیک آسیب شناسی این رباط و پایداری مفصل را نشان می دهد.

سونوگرافی عضلانی
شکل ۵

شکل ۵. تصاویر سونوگرافی آرنج میانی، باند قدامی رباط های وثیقه اولنار (UCL) را نشان می دهد. (الف) UCL نرمال بین اپیکندیل داخلی (ME) و فرآیند کرونوئید (C) به دلیل اثر ناهمسانگردی (نوک پیکان باز) به عنوان یک باند هیپوکوییک به تصویر کشیده شده است. (ب) رباط آسیب دیده (فلش های باز) ناهماهنگی ضخامت و بی نظمی استخوانی را در محل قرارگیری آن نشان می دهد.

نیروی بیش از حد والگوس به شست ممکن است باعث آسیب به UCL در مفصل MP شود ، مانند “انگشت شست نگهدارنده بازی” یا “انگشت شست اسکی باز . ” تورم یا پارگی رباط را می توان با سونوگرافی به راحتی تشخیص داد. ضایعه استنر به شرایطی گفته می شود که یک UCL پاره شده با آپونوروزیس adductor pollicis سطحی به رباط وارد شود. مراجعه زودهنگام برای مداخله جراحی برای چنین ضایعاتی ضروری است زیرا بهبود خود به خودی کمتر امکان پذیر است.

پارگی رباط وثیقه داخلی (MCL) زانو ممکن است هنگامی اتفاق بیفتد که نیروی والگوس بیش از حد به استخوان درشت نی چرخانده شده خارجی وارد شود. نیرو می تواند پیچشی بدون تماس یا ضربه مستقیم به زانوی جانبی باشد. یافته های سونوگرافی با ضخیم شدن هایپوکوئیک در قسمت سطحی MCL، به ویژه در قسمت ران، بیشترین ارائه یک MCL غیرطبیعی است. شکستگی تراشه در محل پروگزیمال MCL غیر معمول نیست (شکل ۶). پیچ خوردگی یا پارگی رباط جانبی جانبی کمتر از MCL است. وقتی اتفاق می افتد، آسیب های تاندون پوپلیتوس و / یا باند ایلیوتیبیال معمولاً مرتبط هستند و بنابراین باید به طور معمول تحت معاینه سونوگرافی ارزیابی شوند.

سونوگرافی در آسیب های ورزشی
شکل ۶

شکل ۶. تصویر سونوگرافی از زانوی داخلی دردناک یک خانم ۴۳ ساله پس از ردیابی جریان، که نشان دهنده ضخیم شدن هایپوکوئیک (*) در مولفه سطحی رباط وثیقه داخلی (MCL) است. شکستگی های ابولسیون (نوک پیکان های باز) در محل ورود پروگزیمال آن به استخوان ران (F) مشخص شده است. T = استخوان درشت نی.

برای رباط های داخل مفصلی زانو مانند ACL، که به طور مستقیم با سونوگرافی قابل مشاهده نیست، MRI بهترین ابزار تصویربرداری برای بررسی آنها است. با این حال، در یک پارگی حاد ACL، می توان هماتوم را به طور مکرر در اطراف محل وارد شدن آن به مرز داخلی کندیل جانبی استخوان ران مشاهده کرد. تشخیص سونوگرافی چنین هماتوم شواهد غیرمستقیم قوی برای پارگی حاد ACL فراهم می کند.

کاربرد MSUS در بورس در آسیب های ورزشی

یک بورس طبیعی حاوی مقدار کمی مایع است که به عنوان یک لایه ناهموار نازک در تصویر سونوگرافی ظاهر می شود. مقدار زیادی از انباشت مایعات در یک بورس آسیب دیده معمولاً به صورت یک توده بی کران با یا بدون تکثیر داخلی سینوویال دیده می شود. عضله سازی در اطراف نشان دهنده وضعیت التهابی حاد است، که ممکن است به داروهای ضد التهاب پاسخ دهد. هنگام اسکن بورس باید توجه داشت تا از فشار بیش از حد مبدل به سطح بدن جلوگیری شود. فشرده سازی خارجی توسط مبدل به یک بورس غنی از مایعات ممکن است آن را صاف کند و منجر به یک نتیجه منفی کاذب شود.

ضایعات بورس متعددی در آسیب های ورزشی اتفاق می افتد. بورسیت subacromial-subdeltoid در شانه، بورسیت الکرنال در آرنج (شکل ۷A)، بورسیت infatopatellar قبل از زانو و/ یا عمیق در زانو و بورسیت رتروکلسکانال (شکل ۷B) در مچ پا. اگر تزریق استروئید داخل دوره ای برنامه ریزی شده باشد، تزریق هدایت شده با سونوگرافی توصیه می شود زیرا دقیق تر و موثرتر از تزریق کور است .

سونوگرافی استخوانی
شکل ۷

شکل ۷. یک مورد بورسیت پیش از زایمان که تورم بافت نرم (*) با تجمع مایع (f) سطحی بر استخوان کشکک (P) را نشان می دهد. تاندون کشکک (pt) قابل توجه نیست.

کاربرد MSUS در ساختار استخوانی در آسیب های ورزشی

نفوذ پرتوهای سونوگرافی به ساختار استخوانی دشوار است. هنگام انجام معاینه سونوگرافی، اطلاعات موجود در زیر قشر استخوانی بسیار محدود است، در حالی که سطح استخوانی را می توان به وضوح نشان داد. در شکستگی های حداقل جابجایی، اسکن اولتراسوند چند صفحه ای ممکن است ارزیابی دقیق تری از فیلم های ساده ارائه دهد.

بروز شکستگی در تالوس با فیلم معمولی ساده دست کم گرفته می شود. باید توجه بیشتری شود تا فرآیندهای داخلی و جانبی آن در ظن شکستگی بررسی شود. اگر در سونوگرافی ناهنجاری هایی در استخوان ران وجود داشته باشد، باید توموگرافی رایانه ای تأییدی مچ پا در نظر گرفته شود (شکل ۸).

سونوگرافی عضلانی
شکل ۸

شکل ۸. سونوگرافی و اسکن توموگرافی کامپیوتری از یک زن ۲۶ ساله، ۲ ماه پس از پیچ خوردگی مچ پا. گزارش های اولیه رنتگنوگرام منفی بودند. مچ پا علیرغم فیزیوتراپی و دارو درمانی شدید همچنان دردناک و متورم بود. (الف) تصویر سونوگرافی مچ پا داخلی یک بدن شل اکوژنیک (فلش باز) بین تاندون تیبیالیس خلفی (tp) و تالوس (T) را نشان می دهد. (B) شکستگی گوشه خلفی-داخلی تالوس (پیکان) توسط CT تأیید می شود. استخوان دانه (C) و ماله (MM) سالم است.

شکستگی استرس در ورزشکاران اغلب نادیده گرفته می شود زیرا شکستگی ظریف همیشه در فیلم ساده دیده نمی شود. در چنین مواردی، MRI بهتر از سایر ابزارهای تصویر است زیرا نه تنها سطح استخوانی بلکه مغز استخوان را نیز ارزیابی می کند. در ورزشکاران جوان، شکستگی اپی فیز باید مورد بررسی قرار گیرد زیرا معمولاً در روتژنوگرام سنتی از بین نمی رود. سونوگرافی تجسم خوبی برای این ضایعه فراهم می کند (شکل ۹).

سونوگرافی در اسب های ورزشی
شکل ۹

شکل ۹. سونوگرافی اسکی باز ۱۲ ساله در روز ۴ پس از پیچ خوردگی مچ پا در سمت راست مچ پا. در عکس اشعه ایکس هیچ شکستگی استخوانی در مچ پای راست وجود ندارد. (الف) تصویر سونوگرافی از مچ پای چپ بدون علامت او ، قشر استخوانی صاف را در دیفیز (DP) و اپی فیز (EP) نشان می دهد. (B) شکستگی انتهای پروگزیمال اپیفیز (فلش های باز) با هماتوم تحت پریوست (*) و تورم برجسته بافت نرم در مچ پای راست وی مشخص شده است.

استفاده از MSUS در بافت زیر جلدی در آسیب های ورزشی

ضربه یا نیروی شکافنده ی مستقیم به لایه زیر جلدی ممکن است منجر به هماتوم داخلی شود. در یک شرایط جدی، پارگی لایه های زیر پوستی می تواند با جدا شدن بین لایه های بافت چربی اتفاق بیفتد. به آن “شکستگی” لایه زیرپوستی نیز گفته می شود. یافته های سونوگرافی از شکاف های پرکننده مایعات در کوتیز با قطرات احتمالی داخلی چربی ممکن است به تصویر کشیده شود که به عنوان ضایعه مورل-لاوالئی شناخته می شود  (شکل ۱۰). درمان این ضایعه با آسپیراسیون مایع غالباً با تجمع مجدد مایع همراه است. مداخله جراحی معمولاً ضروری است.

سونوگرافی عضلانی
شکل ۱۰

شکل ۱۰. سونوگرام یک خانم ورزشکار ۱۶ ساله. بیمار چندین بار آسپیراسیون مایع در قسمت پایینی متورم ساق خود را دریافت کرده بود. تورم مکرر کف پا چند روز پس از آخرین استنشاق مایعات رخ داده است. نمای طولی ساق پا او پارگی چربی زیر جلدی (f) را نشان می دهد. لایه زیر جلدی با مقدار زیادی مایع (*) عضله گاستروکنمیوس جانبی (LG) ناپیوستگی را نشان می دهد. برخی از قطرات چربی (نوک پیکان باز) که در هنگام فشرده سازی با مبدل شناور بودند، در محل پارگی دیده می شوند.

تخریب چربی یا نکروز چربی به طور مزمن، می تواند به یک توده سخت نسبت به محل آسیب دیده قبلی تبدیل شود. سونوگرافی می تواند این تغییرات را ثبت کند و اطلاعاتی را برای یک برنامه درمانی فراهم کند.

محدودیت های اعمال سونوگرافی در آسیب های ورزشی

یک محدودیت عمده در سونوگرافی این است که پرتوی سونوگرافی به سختی به قشر استخوانی نفوذ می کند. نمی تواند ضایعات داخل مفصلی را بصورت مستقیم تجسم کند اما فقط می تواند شواهد غیرمستقیم را ارائه دهد. MRI همچنان استاندارد طلایی برای تشخیص چنین ضایعاتی است. علاوه بر این، سونوگرافی بسیار وابسته به اپراتور است. برای تسلط بر روش اسکن و تشخیص مربوط به آن، به یک دوره آموزش طولانی نیاز است. دانش دقیق آناتومی اسکلتی عضلانی قبل از دستیابی به اسکن سونوگرافی ماهرانه لازم است.

آینده سونوگرافی در آسیب های ورزشی

برخی سوالات در سونوگرافی برای آسیب های ورزشی وجود دارد که نیاز به راه حل های بهتر دارند. سونوگرافی دو بعدی در مقیاس خاکستری وضوح کافی برای تشخیص آناتومیک را دارد، اما تصویربرداری سونوگرافی سه بعدی هنوز برای استفاده عملی از وضوح زیر بهینه برخوردار است. داپلر رنگی یا قدرت می تواند عروق را تشخیص دهد اما نمی تواند عروقی را به طور قابل اعتماد کمی کند، به خصوص برای گردش خون ضایعات. سونولاستوگرافی به طور مداوم در حال بهبود است و اگر در آینده بر روی بافت پس از سانحه استفاده شود، ممکن است به پزشکان کمک کند تا طرح بازآموزی را برای ورزشکاران آسیب دیده شخصی کنند.

نتیجه گیری

استفاده از سونوگرافی برای آسیب های ورزشی، تشخیص و محلی سازی ضایعات را تسهیل کرده و به روشن شدن مرحله و شدت آسیب ها کمک می کند. هم چنین به پزشکان کمک می کند تا برنامه های مدیریتی متناسب را تنظیم کنند. تکنیک های دوبعدی خاکستری و داپلر رنگی و قدرت، تصویربرداری با وضوح بالا از عضلات سطحی، تاندون ها، رباط ها و دیگر ساختارهای مهم در آسیب های ورزشی را فراهم می کنند. یک نمای پانوراما دید وسیع تری از کل ضایعه را ایجاد می کند. معاینه سونوگرافی پویا اثر متقابل بین بافت آسیب دیده و ساختارهای اطراف را نشان می دهد. آسپیراسیون هماتوم با هدایت سونوگرافی در بافت نرم آسیب دیده می تواند در صورت نیاز بلافاصله در مزرعه انجام شود.

در نتیجه، سونوگرافی اسکلتی-عضلانی یک ابزار مفید و کاربردی برای تشخیص و مداخله آسیب های ورزشی است.

منبع : sciencedirect.com