یک مورد سرطان خون در کودک ۳ ساله به دنبال پرتودهی در زمان حضور در رحم مادر و در مردی بالغ به دنبال پرتودهی ستون فقرات برای «اسپوندیلیت آنکیلوزان» در آوریل ۱۹۵۹، توسط «آ. جی. اس کوپر» و «آ. اس استین‌بک» از استرالیا،  گزارش شد.

سرطان خون در کودکان و مطالعات آلیس استوارت

نگرانی در مورد اثرات رادیوگرافی قبل از زایمان توسط «آلیس استوارت» متخصص اپیدمیولوژی از آکسفورد، در سال ۱۹۵۶ مطرح شده بود.

در دهه ۱۹۳۰ بسیاری از متخصصان زنان و زایمان توصیه می‌کردند رادیوگرافی قبل از تولد کنترل شود و به طور کلی، ریسک پرتوگیری از جانب توصیه‌های  پزشکی برای مادر و جنین به حداقل برسد.

آلیس استوارت  میان مرگ و میر ناشی از سرطان در کودکان زیر ۱۵ سال و مادر در معرض رادیوگرافی در دوره بارداری، همبستگی پیدا کرد.

استوارت در حال بررسی اپیدمیولوژی سرطان خون در دوران کودکی بود که در سال ۱۹۵۱ روندی صعودی داشت، و از آن با عنوان «همه‌گیری سرطان خون» صحبت می‌شد.

آلیس استوارت بر این واقعیت واضح تأکید کرد که زندگی از زمان لقاح شروع می شود و نه از بدو تولد.

بنابراین او از مادران در مورد آنچه در دوران بارداری آن‌ها اتفاق افتاده بود، مانند اینکه «آیا در بارداری بیماری خاصی داشتید؟» و «آیا در معرض پرتوهای ایکس قرار گرفتید؟» سوال کرد.

این تحقیق در اوج «جنگ سرد» و در زمان افزایش نگرانی در مورد پرتوها انجام شد.

کمپین خلع سلاح هسته ای در سال ۱۹۵۸ تشکیل شد، یعنی همان سالی که مطالعه کامل آلیس استوارت منتشر شد.

علی‌رغم شواهد، در حرفه پزشکی مقاومت در برابر تغییر رویه بالینی وجود داشت و در حالی که تقاضاهای رادیوگرافی در دوره بارداری کمابیش کاهش یافته بود، این در سال ۱۹۸۰ بود که گروه‌های پزشکی اصلی در امریکا توصیه به انجام آن را در بالین متوقف کردند.

در اینجا در مورد چگونگی تشکیل کمیته ملی حفاظت در برابر پرتو پس از مرگ آیرونساید بروس بخوانید.

کمیته خطرات رادیولوژیکی برای بیماران

در سال ۱۹۶۱ شورای تحقیقات پزشکی در انگلیس در دومین گزارش خود در مورد این موضوع و هم‌چنین کمیته مهم آدریان در مورد خطرات رادیولوژیک برای بیماران، در مورد خطرات پرتویی گزارش دادند.

گزارش ها بسیار تأثیرگذار بودند و جزو خواندنی‌های ضروری برای «همه رادیولوژیست‌ها» شد.

لرد آدریان سخنرانی آغازین خود را در کنگره رادیولوژی سالانه قلمرو متحده بریتانیا (UK) در سال ۱۹۶۱ ارائه کرد؛ دیدگاه‌های وی در مورد خطرات تابش تا امروز همچنان با اهمیت است.

خطرات پرتوهای پزشکی اکنون جدی گرفته شده است و تلاش برای کاهش دوزهای دریافتی بیماران و کارمندان، هم در رادیولوژی تشخیصی و هم در پرتودرمانی صورت گرفته و مقالات متعددی در این زمینه منتشر شده است.

 

منبع: کتاب The history of radiology

بسیاری از کارمندان  نسل اولیه پرتو ایکس از جمله آیرونساید بروس از این پرتو آسیب دیدند. آیرونساید بروس از کارمندان بیمارستان‌های چیرنیگ کراس و کودکان بیمار در خیابان اورموند کبیر بود.

ایرونساید بروس بسیار با استعداد بود و به طور گسترده‌ای کتاب و مقالات منتشر کرد و کتاب معروف وی با نام «سیستم رادیولوژی: همراه با اطلس طبیعی» در سال ۱۹۰۷ منتشر شد.

 جامعه رادیولوژی انگلیس وقتی بروس در اثر کم خونی آپلاستیک ناشی از پرتو، در سال ۱۹۲۱ در سن کم ۴۲ سالگی درگذشت، شوکه شد. اعتراض ناشی از مرگ وی منجر به تشکیل کمیته ملی حفاظت در برابر پرتو شد.

سرجوخه ادوارد والورک و خطرات پرتویی

ساعت دارای حکشدگی تقدیم شده به سرجوخه والورک
ساعت دارای حکشدگی تقدیم شده به سرجوخه والورک

تصویر بالا یک ساعت مچی را نشان می دهد که توسط پزشکان آیرونساید بروس (۱۸۷۹-۱۹۲۱)، استنلی ملویل (۱۸۶۷-۱۹۳۴) و جورج هریسون اورتون (۱۹۴۷–۱۸۷۳) به سرجوخه ادوراد والورک از نیروهای پزشکی ارتش سلطنتی ارائه شد.

این ساعت به عنوان قدردانی از کار وی در بخش پرتو ایکس در بیمارستان «کینگ جورج» لندن از سال ۱۹۱۵ تا ۱۹۱۹ داده شد. ابعاد ساعت ۳ سانتی‌متر است و در پشت آن حک‌شدگی وجود دارد.

ادوارد والورک از منطقه منچستر بود.

هر سه پزشک از بیماری ناشی از اثرات پرتویی رنج می‌بردند و نام آن‌ها نیز در یادمان شهدای پرتو ایکس در محوطه بیمارستان سنت جورج در هامبورگ ثبت شده است.

جورج هریسون اورتن پیشگام رادیوتراپی بود و مسئول بخش پرتو ایکس در بیمارستان سنت ماری لندن بود. جورج اورتن را به عنوان آخرین پیشکسوت شهید رادیولوژی می‌شناسیم.

استنلی ملویل در بیمارستان سنت جورج در لندن کار می‌کرد و در سال ۱۹۳۴ رئیس انستیتوی رادیولوژی انگلیس بود.

هر دو اورتن و ملویل دوره هایی را به عنوان دبیر مشترک با سیدنی راس در کمیته تازه‌تاسیس و تاثیرگذار حافظت در برابر پرتو ایکس و رادیوم بریتانیا خدمت کردند.

سازمان ملل متحد نگران مسئولیت‌های حرفه پزشکی در راستای محدود کردن استفاده پزشکی از پرتوهای یونیزان بود و در ژوئن ۱۹۵۷ بیانیه ای صادر کرد که امروزه نیز مطرح است.

در سال ۱۹۵۶ دولت بریتانیا به ریاست «لرد آدریان» کمیته ای در مورد خطرات پرتوگیری بیماران ایجاد کرد و در ژوئن ۱۹۵۷ آدریان از طریق صفحات ژورنال رادیولوژی بریتانیا از رادیولوژیست‌ها درخواست کمک کرد.

اساساً آیا آستانه ای برای تاثیرگذاری پرتودهی وجود دارد یا پرتودهی تماماٌ مضر است؟ این سوال هنوز بحث برانگیز بود.

در اینجا درمورد نگرانی در مورد اثرات رادیوگرافی قبل از زایمان بخوانید.

 

منبع: کتاب The history of radiology

طبیعتاً می‌توان انتظار داشت که تاریخ رادیولوژی با ماجرای اکتشاف بسیار مهم پرتوهای X توسط «ویلهلم رونتگن» در سال ۱۸۹۵ آغاز شود، با این حال، سرآغاز داستان کشف پرتوی ایکس با ماجرای رونتگن شروع نمی‌شود.

متأسفانه پروفسور «آرتور ویلیس گودسپید» استاد فیزیک دانشگاه پنسیلوانیا در ایالات متحده امریکا به شخصیتی از‌ یادرفته مبدل شده است.

آرتور گودسپید با عکاسی اصالتا انگلیسی، با نام «ویلیام ن. جنینگز» کار می‌کرد ‌که در ۲۲ فوریه ۱۸۹۰ به شکلی کاملاً تصادفی یک تصویر با پرتوی ایکس X تولید کردند، اما نتوانستند درباره کاری که انجام داده بودند به نتیجه‌گیری نهایی برسند و اهمیت یافته‌های آن‌ها تا سال ۱۸۹۵ نادیده گرفته شد.

در نتیجه، تقدیر آن شد که سهمی در افتخارات اعطاشده به ویلهلم رونتگن نداشته باشند و به نوعی فراموشی علمی نسبی دچار شوند.

گودسپید و جنینگز از یک سیم‌پیچ القایی استفاده کردند و از نوری که از جرقه‌های سیم‌پیچ القایی تولید ‌شد، تصاویری از پلیت‌های حاوی سکه‌ها و اشیای کوچک دیگری به دست آوردند.

در واقع تصویر رادیوگرافی به دست آمده، حاصل نوعی برخورد تصادفی با پرتو ایکس بود و نتیجه‌ی از پیش برنامه‌ریزی شده‌ی تلاش‌های علمی آن‌ها نبود.

سرانجام این دو نفر درست زمانی متوجه شدند که چه چیز مهمی را نادیده گرفته اند، که رونتگن یافته‌های خود را در سال ۱۸۹۵ منتشر کرد.

نقش نیکولا تسلا درکشف پرتوی ایکس X

در سال ۱۸۸۷، نیکولا تسلا (۱۸۵۶–۱۹۴۳)،  مهندس برق و مخترع صربستانی، آزمایش با لوله های خلا بدون الکترود را آغاز کرد. در سال ۱۸۹۷ اولین موتور القایی جریان متناوب را اختراع کرد و سال بعد اصول سیم‌پیچ تسلا را ایجاد کرد.

لوله‌های بدون الکترود با استفاده از اثر برمشترالانگ (یا تابش ترمزی)، پرتو X تولید می‌کنند. تسلا در آن زمان نمی‌دانست که این لوله با انتشار الکترون از الکترود منفرد به کمک ترکیبی از تابش‌های میدان الکترونی و ترمویونیک کار می‌کند.

زمانی‌که ولتاژ منفی حاصل از خروجی نوسانی ولتاژ بالای سیم‌پیچ تسلا به اوج خود می‌رسید، الکترون ها آزاد شده و سپس به شدت توسط میدان الکتریکی نزدیک الکترود دفع می‌شدند. در اثر برخورد الکترون ها با محفظه شیشه‌ای، پرتو ایکس X تولید شد.

با این حال، تسلا به اهمیت این پرتو‌ها پی نبرد و گمان کرد که این پرتوها نوعی امواج طولی هستند. اگرچه او در اوایل حدود سال ۱۸۹۲ مشاهده کرد که پوست ممکن است در اثر این پرتوها آسیب ببیند، اما متوجه نشد که این خود پرتوها هستند که باالذاته مضر هستند.

حتی باور بر این است که تسلا موفق شد تصاویری از استخوان‌های دست خود به دست آورد اما یافته‌های خود را در سطحی گسترده منتشر نکرد.

تسلا تصویر زیر را در سال ۱۸۹۶ با پرتوی ایکس تولید شده توسط لوله خلا خودش بدست آورده است.

تصویر پای انسان در کفش
تصویر پای انسان در کفش

اگرچه در حال حاضر سهم تسلا در کشف اولیه پرتو ایکس X بسیار فراموش شده است، اما نبوغ وی در زمینه اختراعات، میراث بزرگی برای اختراعات حوزه مهندسی برق در جهان به جا گذاشته است و امروزه بابت واحد SI کمیت چگالی شار مغناطیسی، که به نام وی نامگذاری شده است، در یادها ماندگار شده است.

منبع: کتاب The history of radiology

به دنبال مطلب خاصی هستید؟